رفتن به محتوای اصلی
ویزدورایز

آرشیو ویزدورایز / جستار / فارسی / خواندن آزاد

انقلاب ۰۴

تفاوت‌های ساختاری، فرصت‌ها و خطرهای پیشِ روی یک انقلاب جدید در ایران

علی دلشاد تهرانی۲ اسفند ۱۴۰۴۳ دقیقه خواندن

نویسنده: علی دلشاد تهرانی

برای سنجش خطر بازتولید الگوهای گذشته، مقایسه‌ی وضعیت امروز با انقلاب ۵۷ ضروری است؛ اما این مقایسه باید ساختاری، چندبعدی و فارغ از هیجان باشد.

نخست، ترکیب اجتماعی دگرگون شده است. پیش از انقلاب، بخش بزرگی از نیروی تحصیل‌کرده و توسعه‌محور در داخل کشور حضور داشت و پس از انقلاب مهاجرت کرد و قدرت به دست گروهی با آموزش حوزوی و ذهن ایدئولوژیک افتاد. امروز، بخش قابل‌توجهی از این سرمایه‌ی انسانی پیشاپیش مهاجرت کرده و بحث بازگشت بخشی از آن، دست‌کم به‌صورت نظری، مطرح است. این تفاوت می‌تواند هم فرصت بازسازی نهادی باشد و هم در صورت مدیریت‌نشدن، به شکاف میان داخل و خارج دامن بزند.

دوم، نسبت جامعه با جهان تغییر جهت داده است. انقلاب ۵۷ ایران را به انزوا، جنگ روانی و سپس جنگ نظامی کشاند. امروز، خواست غالب جامعه معطوف به اقتصاد باز، کاهش تنش، و بازگشت به شبکه‌ی تبادلات جهانی است. با این حال، همین میل به خروج از انزوا می‌تواند ایران را به زمین بازی رقابت‌های ژئوپلیتیک قدرت‌هایی چون آمریکا، اسرائیل و بازیگران منطقه‌ای تبدیل کند؛ خطری که در صورت ضعف نهادهای داخلی، واقعی است.

سوم، جایگاه مذهب دگرگون شده است. مذهبِ نهادمند و سیاسیِ ۵۷ امروز جای خود را تا حد زیادی به دین تجربه و انتخاب فردی داده است. این تحول احتمال شکل‌گیری حکومت دینی را کاهش می‌دهد، اما هم‌زمان می‌تواند واکنش‌های رادیکال از سوی اقلیت‌های اسلام‌گرای تندرو را نیز برانگیزد؛ گروه‌هایی که اگرچه پایگاه اجتماعی گسترده ندارند، اما توان تخریب موضعی دارند.

چهارم، ساختار رهبری تغییر یافته است. انقلاب ۵۷ حول یک رهبر کاریزماتیک واحد شکل گرفت. امروز، فقدان چنین رهبری می‌تواند نشانه‌ی عبور از فردمحوری باشد، اما در عین حال خطر پراکندگی، رقابت‌های ناسازنده و خلأ تصمیم‌گیری را نیز به همراه دارد.

پنجم، حافظه‌ی تاریخی جامعه پیچیده‌تر شده است. تجربه‌ی هم‌زمان سلطنت متمرکز و حکومت دینی، جامعه را نسبت به روایت‌های نجات‌بخش بدبین‌تر کرده است. این بدبینی می‌تواند سپری در برابر فریب باشد، اما اگر به بی‌اعتمادی مطلق تبدیل شود، توان کنش جمعی را تضعیف می‌کند.

ششم، نقش رسانه‌ها و فضای گفت‌وگو به‌کلی دگرگون شده است. شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها و مناظره‌ها امکان گردش آزاد ایده و نقد را فراهم کرده‌اند. در عین حال، همین فضا مستعد قطبی‌سازی، هیجان‌زدگی، ساده‌سازی پیچیدگی‌ها و تولید دشمنان خیالی است؛ سازوکاری که می‌تواند تصمیم‌های پرهزینه را مشروع جلوه دهد.

هفتم، نسبت جامعه با خشونت تغییر کرده است. بخش بزرگی از جامعه امروز هزینه‌ی خشونت، جنگ و افراط را می‌شناسد و تمایل کمتری به آن دارد. با این حال، در شرایط فروپاشی نظم، حتی احتمال‌های کم مانند اقدامات تروریستیِ گروه‌های تندرو می‌توانند اثرات روانی و سیاسی نامتناسبی ایجاد کنند.

هشتم، مسئله‌ی تمامیت ارضی در سطح گفتمانی حساس‌تر شده است. اگرچه احتمال تجزیه پایین است، اما در شرایط خلأ قدرت، مداخلات خارجی، یا تشدید بی‌اعتمادی قومی، این خطر به‌طور نظری وجود دارد و نادیده‌گرفتن آن خطای تحلیلی است.

نهم، اقتصاد نقشی تعیین‌کننده‌تر از ۵۷ دارد. جامعه‌ای که دهه‌ها تحت فشار اقتصادی بوده، مستعد تصمیم‌های شتاب‌زده برای رهایی فوری است. این وضعیت می‌تواند هم موتور تغییر باشد و هم زمینه‌ساز پذیرش نسخه‌های ساده و وابسته‌ی بیرونی.

دهم، سطح خرد جمعی نسبت به خطرات انقلاب افزایش یافته است. برخلاف ۵۷، امروز خود مفهوم «انقلاب» موضوع پرسش است. این موضوع امکان اصلاح مسیر را فراهم می‌کند، اما تضمینی برای پرهیز از خطا نیست؛ چراکه خرد جمعی بدون نهادهای کارآمد، می‌تواند به فرسایش و تعلیق دائمی بدل شود.

در مجموع، وضعیت کنونی نه تکرار ۵۷ است و نه مصون از لغزش. احتمال هرج‌ومرج، مداخله‌ی خارجی، تجزیه یا خشونت سازمان‌یافته پایین است، اما صفر نیست. تفاوت اصلی امروز در این است که جامعه این خطرها را تا حدی می‌شناسد. پرسش محوری دیگر این نیست که «آیا خطر وجود دارد یا نه»، بلکه این است که آیا سازوکارهای جمعی، نهادی و گفت‌وگومحور برای مهار این خطرها شکل می‌گیرند یا نه.

نشانی عمومی حفظ‌شده

نشانی عمومی اصلی

نوشته‌ی

علی دلشاد تهرانی

الی دلشاد ویزدورایز را به‌عنوان تمرینی در توجه آهسته، میان فلسفه، ادبیات، عصب‌شناسی، فناوری، و تجربه‌ی انسانی پیش می‌برد.

ادامه با آرامش

نوشته‌های نزدیک